بایگانی برای شهریور, ۱۳۹۱

محمّد، رسول پاکیها

پنجشنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۹۱

تو پایان خط پیامبرانی
و آغاز خط ما
یا محمّد (ص) Heart ..*

____________
* هایکویی از حسین نژاد
عکس: اینجا مازندران است حوالی محمودآبادش..

تشکرنامه

چهارشنبه, شهریور ۲۲م, ۱۳۹۱

این هدیه ی یک آدم* شکموی گامبالوی بخور بخوره وقتی که عیادت بیمار میره…من موندم این هدیه ست یا خواستگار جمع کن!..

این نوشته ی مریمو از لابه لای یه عالمه نوشته ای که دیروز داشتم از هدیه ی دوستانم میخوندم دیدم ..مریم** که دو روز بیمارستان با من و مادرم بود..متشکرمممم

بچه ها خواستم بگم ممنونم از همتون که توی این یک ماه و نیم تنهام نذاشتین و یک معذرت خواهی از همه ی کسایی که دو سه روز اول بیمارستان با من تماس گرفتن از اونجایی که هشیاری کامل نداشتم مکالمات تلفنی رو فراموش کردم و خیلی از اس ام اس ها بی جواب موند از حضورتون در بیمارستان فقط یک اسم و تصویری مبهم به یاد دارم .. و معذرت از دوستان وبلاگستان که نشد خبرشون کنم
ممنونم از آرام و کار دست بی نظیرش و سوسن جعفری ***که روز دوم بیمارستان با من بودن از حسن به همراه مادرش، ثمره کمالیان و همه ی دوستان دانشگاهم ترم بالایی ها و پایینی ها و رشته های همسایه بغلی ها و دانشکده های مختلفو بچه های کلاس و دوستان گروهه همیشگی ام..
و از آیدا که یادش صبوری را به من یاد میداد

و از دکتر سین سینم که لحظه لحظه با من بود و آفرین به این هوش سرشارش که این اس ام اس منو به درستی خوند و پاسخ گفت Shock

کلا میدونستم دکترا دستخطشون خر در چمنه و دستخطهای خر در چمنو هم خوب میخونن اما واقعا فکر نمیکردم تا این حد! مرحبا جانم مرحبا!

ممنونم بچه ها…..

* لازانیا ایده ی بیست و دستپخت کدبانو رضوان..:*
** مریم ترم بالایی
*** صبح خواهد آمد!