بایگانی برای آذر, ۱۳۹۴

فال امشبم..

دوشنبه, آذر ۳۰م, ۱۳۹۴

که امشب به جای اینکه تفأل بزنم به حافظ، صفحه به صفحه ورق بزنم و دنبال فالم بگردم..و با خودم بگم که اگر کدوم یک از این غزل ها فال من می شد، خوب بود؟

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش

وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور
گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش

در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد
آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

خواجه حافظ شیرازی

مقایسه ممنوع!

شنبه, آذر ۲۸م, ۱۳۹۴

پسر رییس بخش مربوطه ایی که توش کار می کنم بعد از تایم مدرسه گاهی میاد پیشم میشینه..۸سالشه..خیلی شیرینه و گنده گوی..کلام واضح و ضدای ناناز و هوش سرشار و معلومات خوبی داره..همش ازش سوال میپرسم و میخوام ببینم که چه جوابی بهم میده چون جواباش خیلی شیرینه..وقتی هم بام صحبت میکنه سعی می کنم نگاهش کنم تا بهش بفهمونم که دارم گوشت میدم اما بهم میگه خاله شما به کامپیوترت نگاه کن و کارتو انجام بده همین که گوشت با من باشه کافیه Razz مدیریتشم خوبه Razz نمیذاره از کار در برم Grin
امروز بهش میگم اگه گفتی حرف راست رو باید از کی شنید؟ میگه پیــــــــــــامبر..من کلی از این جواب پروانه ایی شدم و تو دلم میگفتم چه قشنگ
بعد همکارم خندید و گفت که نه حرف راست رو باید از بچه شنید Thinking حالا اگر پسر من بود بلد بود!! بعد پسرک در حالی که هول شدو چال لوی لپش منقبض شد گفت هیچکس مثل پیامبر راستگو نیست..
تو رو خدا بچه ها رو مقایسه نکنیم Confused چه کار بدیه مقایسه..خب هر کس توی یه شرایط و محیط و تحت تربیت و امکانات متفاوتی بزرگ شده واقعا بر اساس چه محاسباتی باید دو بچه مثل هم باشن و بر اساس چه معیاری میشه گفت کی خوبه کی نه!!!
خدا می دونه تو دل پسرک تو دل بروی من چه خبر شد
همش به فکر دل نرم و لطیفشم از ظهر تا حالا

مهربانی

شنبه, آذر ۲۸م, ۱۳۹۴

آخرین روز هفته سرکار باشی و خسته و درمونده و بابات بیمارستان باشه و بعد رضوان زنگ بزنه بهت که خانم عصر خونه ایی که یه توکه پا بیام سمتت و بگم بله که هستم
بعد عصری من تو اتاق با حالی پریشون و مهدی وسط پذیرایی مشغول به درس خوندن باشه که زنگ خونه رو بزنن و بگم رضوان اومد
و در اتاق باز بشه و ببینم رضوان کیک به دست باشه و نسیم یه عالمه کادوهای جینگولی مستون به دست و صدای خنده هامون تو آسمون و آخرش هم خبرهای خوب بشنوی از سلامتی بابا
چه شب خوبی..

وقتی دوستایی خیلی دلتو شاد میکنن تنها چیزی که میتونی بهشون بگی اینه که خدا دلتونو شاد کنه..

آرامشِ آغوشِ خدا

چهارشنبه, آذر ۲۵م, ۱۳۹۴

داشتم فکر می کردم که موقع انا الیه راجعون چه میشود بر من! مثلا غرق در آغوش نور میشوم غرق در تونلی از مهربانی..دلم از عشق و لطافت یکهویی لبریز میشود امنیت می شود تمام روح و روانم..
بعد جنازه ام می شود خوراک ۴۰ میلیون زوج Big Smile آره مثلا قبرم کنار سالن های عروسی مورچه ها باشد بعد آن شب اول قبر ۴۰ میلیون زوج مورچه شبِ عروسیشان باشد بعد منوی غذای شام عروسیشان بشود مون مون پلو و یه سیخ مونا یه سیخ جوجه، استیک مونا با سس و قارچچچچچ فراوان، مونا سوخاری، مونا فسنجانی و غذاهایی دیگه با طعم بینظیر مونا Big Smile فقط به تن مورچه ها گوشت بشه که اگر موجودی غیر از مورچه خواست توی عروسی شرکت کنه و غذای مونا بخوره الهی رو دل کنه حالت تهوع بگیره بیهوش بشه در جا Big Smile))
فقط قلبم را ۲۰ میلیون تکه کنند برای ۲۰ میلیون زوجه مورچه به هر کدامشان تکه ایی بدهند قلبم پر از معجون و حس مادری ست..
و من مثل قاصدکی رقصان بر فراز آسمان و لبریز از آرامش آغوش خدا برای همه ی مورچه ها آرزوهای خوب بکنم….هوووووم
.
.
.
با تلاش زیااااد بالاخره یه ماهه خدا رو شکر رفتم سرکار و بار… Smile پ این حقوق اولمون چی شد؟؟؟؟؟؟؟

۹۸۶۴ روزه ام!

چهارشنبه, آذر ۱۸م, ۱۳۹۴

حس خوب اینه که از ۱۰ شب خسته و خسته و خسته باشی و خوابه خوابه خواب بعد هی موبایلت ویژ ویژ تختتو بلرزونه و گاهی خمار چشماتو باز کنیو قلب ها و بوس های روی موبایل رو بشماری و حتی تو دلت تکرار کنی که می دونستم تو حتما امشب یادم می کنی یا منتظر تو بودم یا ای چه خوب یادته یا ااااا تو تاریخ تولد منو از کجا می دونی ؟ و از زمزمه هایی که تو خواب و بیداری با خودت داری لبخند بزنی..
حس خوب بوی کیک تواه مامان..

فرصتی برای شنیده شدن صدای بیماران…

یکشنبه, آذر ۱م, ۱۳۹۴

سلام دوستان خوبم

کنگره ی سالانه ی اخلاق پزشکی، در چهارمین سالانه ی خودش، قصد داره که نشستی رو به نظرات و دیدگاه های بیماران اختصاص بده.

دوستان با هر بیماری مزمن، می تونن نظرات و دیدگاه های خودشون رو در باب مسائل حوزه اخلاق پزشکی و حقوق بیمار، انتظارات بیماران از پزشکان و پرستاران، از قبیل همدلی، خوب گوش کردن،‌ توجه نشان دادن به درد و رنج بیمار، دقت در اجتناب از دوباره کاری و اتلاف وقت بیماران، صادق بودن با بیمار، مشاوره ی به موقع، احترام و… در ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه بنویسند و تا ۱۰ آذر به ایمیل خانم آیدا الهی ارسال کنند تا به بخش مربوطه بفرستند.

ida.elahi@gmail.com

بهتره که مطالب دوستان کلی نباشه و از نمونه های واقعی و تجارب خودشون مثال بیارند.

همچنین اگر بیمارانی رو با بیماری های مختلف میشناسید، با هر نوع معلولیت یا هر بیماری مزمن دیگه، لطفا به اون ها نیز اطلاع رسانی کنید.

ممنونم… Rose Smile