بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۵

نگاهش

یکشنبه, مرداد ۱۷م, ۱۳۹۵

این موسیقی خوب هست؟ تو می پسندی؟ ملایم است. به آدم آرامش می دهد. تو که اهل شعر و هنر هستی. ذوق موسیقی هم داری.
این ساز… قیس ساده دل! هر چه از او خواستی برایت فراهم کرد؛ از جمله این ساز را؛ هوس نوازندگی هم داشتی و او هیچ وقت به روی تو نیاورد که نوازندگی سه تار به انگشت های نازک و قلمی احتیاج دارد. او نمی خواست به تو بگوید که انگشت های تو گوشتی و درشت هستند برای این کار. او هرگز نمی خواست چیزی را در تو ناکامل ببیند. تو در نگاه او از تمام جهات زیبا، دلپسند و کامل بودی. در تو هیچ نقص و نقصانی نمی دید. هر آنچه را کم داشتی، با مخیله اش می ساخت به نیکو ترین صورت!”

سلوک/ محمود دولت آبادی

یک روزِ خوب

پنجشنبه, مرداد ۱۴م, ۱۳۹۵

شبیه قرارِ کوتاهِ عاشقانه؛ در انتهای کوچه ی تنگ و باریکو پُر درخت، هوای سرد و دلی گرم..برقِ خوشحالیِ چشم و دل آشوب های کوتاهیِ قرار..عاشقه عاشقه عاشق…حال دلم عجیب است، پُر از بی قراری، پُر از رفتن پُر از ماندن پُر از زندگی…دختر بودن زن بودن مادر بودن همه اش شیرین است می دانم..عاشق که باشی عشق که خاصیتت باشد در هر حال و روزگار، لطیف بودن شیرین است..
فقط یک روز از ۳۶۵ روز خیلی کم است..کم نیست؟ انگار هر روز روز ماست.. Grin

_________
*ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر مبارک Smile

دلتنگم..

یکشنبه, مرداد ۱۰م, ۱۳۹۵

براى من دلتنگى عجیب ترین حسِ انسانیست؛ جانت را لبریز مى کند از اندوه، اما یکدست تلخ و سیاه و غم انگیز نیست، انگاری پر است از سوسوى نقطه هاى روشن خاطره ها و مهربانی ها و عشق ها و امید ها..این تکه های وجودم در قلب این و آن، بی قراری میکنند هی مرا می کَنند از اینجا تا ابرهای دور….


چه خونه اییه که تو حیاطش پر از سینی های لواشک خونگی با طمع انار و آلوی ترشِ ترشِ ترشه… Smile
خونه هاتون لواشک بارون..