نه دست، نه پا، نه محدودیت

شنبه, تیر ۱۲م, ۱۳۹۵

من قدرت بی کران روح آدمی را در زندگی مشاهده کرده ام. من به وقوع معجزه ها ایمان دارم، اما معتقدم معجزه فقط برای کسانی رخ می دهد که رشته ی امید را نمی گسلند. امید چیست؟ امید، جایی ست که رویاء ها آغاز می شوند. امید، صدای هدف توست. امید به تو می گوید که شاید وقوع رویدادها دست تو نباشند، اما واکنش تو به رویدادها دست توست…

اگر هدف عمده ی زندگی خویش را پیدا کنی، به همه چیز رسیده ای. به تو اطمینان می دهم که تو نیز چیزهای با ارزش بسیاری داری که می توانی آن را با دیگران سهیم شوی..شاید اکنون آن هدف را پیدا نکرده ای، اما اگر آن هدف نبود، تو نمی توانستی وجود پیدا کنی و به دنیا بیایی. من که یقین می دانم که خدا اشتباه نمی کند. خدا معجزه می کند. من یکی از آن معجزه ها هستم، تو معجزه ای دیگر.

کیفیت رابطه ی تو با دیگران، بر کیفیت زندگی تو تأثیری عظیم می گذارد. بنابراین، دلی داشته باش سرشار از عشق و اعتماد. دوست بدار و ببخش. ببین و بشنو. دست خود را دراز کن تا دست افتاده ای را بگیری و او را از زمین بلند کنی. خوشا به حال کسی که توان آن را دارد که ببخشد و دوست بدارد! بدا به حال کسانی که از عشق ورزیدن عاجزند!

کتاب، زندگی بی حد و مرز نوشته نیک وُی آچیچ ترجمه ی مسیحا برزگر به شدت پیشنهاد می شود Smile

___________
* کار خوب روزانه

داستانی فراموش ناشدنی

چهارشنبه, اسفند ۲۶م, ۱۳۹۴

یکی از بهترین هدیه های زندگانیم از آیدای عزیزم…کتاب داستان فراموش ناشدنی به ترجمه ی روان خودش..

بعضی از قصه ها هیج وقت قدیمی نمی شوند، و این در مورد “جانی؛ داستانی فراموش ناشدنی” جانی ایرکسون تادا نیز صدق می کند؛ زیرا مهم نیست که او چند بار داستان خود را تعریف کند و یا چند دفعه درباره ی حادثه ی غم انگیز شیرجه رفتن خود در دوران نوجوانی بنویسد، هر بار شنیدن یا خواندن این داستان چیرگی قدرت معجزه آسای خداوند را به نمایش می گذارد. نگاه الهام بخشی که جانی از ورای صندلی چرخدار به زندگی دارد از کلام خدا نشات می گیرد: ” همه چیز برای خیر ما در کار است اگر خدا را دوست بداریم.”

وقتی مردم متوجه اعمال نیک ما می شوند، معمولا به ستایش یا تعریف و تمجید از ما می پردازند. اما مسیح از ما می خواهد به گونه ایی خدمت کنیم که شکوه و جلال کار ما متوجه خداوند باشد. چطور می توانید این کار را بکنید؟ باید کارها را چنان خارق العاده انجام دهید که مردم بدانند شما نمی توانستید تنها با اتکا به قدرت خود آن کار را انجام دهید. این توصیف زندگی جانی است. وقتی شخصیت او را می بینم و در مورد دستاوردها و موفقیت های او می خوانم، خدا را ستایش می کنم، نه جانی را.

____________
* متن بر گرفته از کتاب “داستان فراموش ناشدنی” نوشته ی خانم ” جانی ایریکسون تادا” و به ترجمه ی دوست عزیزم خانم ” آیدا الهی
* از اینجا می تونید کتاب بینظیر داستان فراموش ناشدنی رو خریداری کنید …به شدتتتتتت پیشنهاد می کنم بخونیدش

* “PTL؛ خدا را ستایش کنید” <<< امضای خانم اریکسون