کارهای دستی معلولان در خیریه رعد

0
0

۱۶ دیدگاه برای “کارهای دستی معلولان در خیریه رعد”

  1. isna Says:

    باز هم سلام
    لطفا مطالعه بفرمایید.

    http://www.isna.ir/fa/news/93091509061/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%A7%D8%B9%DB%8C

    يعني ميشه
    خدايا ..

  2. mona Says:

    سلام
    ممنون
    انشاالله…

  3. بید مجنون Says:

    سلام موناجان
    تعریف این موسسه رو از یکی از دوستانم که رفت و آمد داره اونجا شنیده بودم.
    خیلی عالیه.
    خوبه که همت کردی و رفتی تهران!
    نقاشی های زیبای تو هم دست کمی از هنر این هنرمندها نداره!
    زود بیا و برامون بگو چه کارا کردی اونجا…

  4. mona Says:

    سلام عزیزممم
    بله کارشون عالیه
    🙂 همه بهم همینو می گن می گن عجب همتی
    بله بله پست جدید گذاشتم

  5. سارا.ص Says:

    سلام مونا جونم ..راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم که بگم ببینیم همو ..هر دفعه به وبلاگت سر می زدم می گفتم حالا دفعه ی دیگه ازش می پرسم دوست داره یا نه ..یه مدتی گرفتار بودم با خودم ..تا امروز که اومدم دیدم اومدی و بر گشتی..راستش می ترسیدم حالا که درست نزدیک اومدنته تحمیل باشه ..نمی دونم .. وقتی نوشته بودی هرمزان از فکر اینکه چقدر نزدیک بودیمو ندیدمت غصه شد..

    کارهاشون نمایش عشق و اراده ست …
    راستی مونا جونم اقای موسوی صاحب شرکت فیروز (جانسون اند جانسون قدیم) رو می شناسی؟ خیلی خیلی خیلی انسان تحسین برانگیزی هستن

  6. سارا.ص Says:

    غصه م شد

  7. سارا.ص Says:

    منظورم این بود که غصه م شد صحیح می باشد ! وای از دست سارا 😛

  8. mona Says:

    سلام سارای عزیزممم

    یادته پرسیدم تهرانی؟ دلم خواس ببینمت 😐
    حیف شد..
    ان شاالله یه موقع دیگه…
    بله همه عشقه 🙂
    بله بله می شناسمشون هم برنامه زنده باد زندگی با خانواده اوردنشون هم برنامه پایش به عنوان کارآفرین برتر..هر دو رو دیدم:) عضو مجله پیک توانا هم هستم گویا به انجمنشون وصله 🙂

  9. سارا.ص Says:

    ای وایِ من مونا..معلومه که یادمه ..من فکر کردم به خاطر عکسا پرسیدی ..از دست خودم خیلی عصبانی ام ..هر بار که پوسترای اون روز و توی شهر دیدم یاد تو کردم و تو دلم گفتم بهش میگم ..اما اینقدر دست دست کردم که اومدی و رفتی ..دست دست کردنم فقط برای این بود که خب شاید دلش نخواد..حقمه 🙁
    ولی خوشحالم که تو ام دوست داشتی ..انشالله به همین زودی
    منم برنامه ی پایش رو دیدم 🙂 همه ی اهل خونه از سر تحسین سکوت کرده بودن.. من مطمئنم که به زودی توام مهمان یه برنامه ی این چنینی هستی و اون وقت من پز دوستیمونو میدم :-* :inlove:

  10. mona Says:

    مچکر مچکر
    ان شاالله سارا جان

  11. سارای قصه Says:

    البته همین الانم حسابی پز دوستیمونو میدم ..اصلا با اینکه غصه م شد از ندیدنت ولی حالا که فهمیدم توام دوست داشتی اصلا شبم ساخته شد :rose:
    یادم میره اسم جدیدمو بذارم 😛

  12. mona Says:

    عزیزمممم بله پس چی منم دوست دارم شما رو ببینم سارا جان..
    کاش یه بار با هم بریم مشهد:)
    خیلی عالی میشه..من دوست دارم تنها برم یه بار ..

  13. سارای قصه Says:

    برای من که مثل یه رویای شیرینه…مطمئنم که به امید خدا اتفاق میافته..ببین کی گفتم مونا خانومی :inlove: :rose:

  14. mona Says:

    ان شاالله سارا جان..هر چی خدا بخواد منم از خدامه 🙂

  15. محسن Says:

    سلام دوست عزیز
    خوب هستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. mona Says:

    سلام
    الحمدالله ممنون

دیدگاهی بنویسید