آرزو

داشتتم تو لیله الرغائب فکر میکردم به آرزوهام یعنی من چه آرزوی مهمی دارم؟ اوووم هر چی فکر کردم نتونستم یه آرزو برای خودم انتخاب کنم..شاید دیدن شادی عزیزانم بزرگترین آرزوم باشه که با شادیشون شادم از ته دل… :heart:

0
0

۱۲ دیدگاه برای “آرزو”

  1. ددی Says:

    دل آروم واسه همه..

  2. مونا Says:

    دل آروم و خدایی 🙂

  3. رضا Says:

    آرزو می کنم به مراد دلت برسی و انشااله عروسیت همه راخوشحال کنی و سلامتی شما و خانواده :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose:

  4. مونا Says:

    ممنونم جناب رضا
    چه آرزوهای خوبی 🙂 پروانه ایی شدم :-))
    :rose: :rose:

  5. قلم بانو Says:

    سلام
    تو چقدر مهربونی که حتی «سلامتی» برات بزرگترین آرزو نیست، همه چیز رو برای بقیه می خوای…

  6. مونا Says:

    سلام عزیز دل
    دروغ چرا؟ آرزوم هست اما خب صبوری کردیم جواب داده تا الان…
    هر چی خدا بخواد
    سلامتی هم آرزومون هست…
    اما باور دارم دل اطرافیانم شاد باشه خیلی آرومم انگار تموم آرزوهام برآورده ست…

    :heart: :heart: :heart: :heart:

  7. علی امین زاده Says:

    دعا می کنم تا اجابت بشه
    دعا می کنم چون دلم روشنه

  8. مونا Says:

    سپاس
    ان شاالله اجابت آرزوی تموم آرزومندان 🙂

  9. فروغ Says:

    ارزو میکنم به مراد دلت برسی… و سلامت باشی.. و یه روزی مادر بشی.. چون همه اینا ارزوی منم هست..

  10. مونا Says:

    ممنونم فروغ عزیزم
    آرزوهای خوب خوب..پروانه ایی :rainbow: :star: :heart:
    ایشاالله تو هم به آرزوهات برسی..و اینکه خب مادر بشی… :bowl: 🙂

  11. nanak Says:

    خوبی مونا خانوم
    اون دستت بهتر هست
    خب من خیلی آرزو دارم
    اما برا تو
    از همون روزی که باهات آشنا شودم
    آرزوم و چیزی که از خودا خاستم این بوده که
    زودتر سلامتیت رو به دست بیاری و پاهای خودت قدم برداری
    چون دیدن شادی و لبخند تو وقتی روی پاهای خودت ایستادی
    یه حسی داره که بالاتر از داشتن دونیا برام می ارزه

    بعضی وقتا فک میکنم اگه این اتفاق برات نمی افتاد
    اون وقت مونا چه جور مونایی می شد
    آیا مثل خیلی از این آدما که درکی از دیگران ندارند می شد
    آیا این همه خوبی و مهربونی در وجودش رشد میکرد
    آیا این حرفا رو اینجا می نوشت و من باهاش آشنا می شدم
    آیا …

    مونا نمیدونم چرا خودا این شرایط رو برای تو خاسته
    اما میدونم تو رو دوس دارمت

    :rose:

  12. mona Says:

    سلام
    ممنونم
    خدا رو شکر..
    ممنونم برای آرزویی که واسم داری..آرزوی خوب..خیلی خوب
    میدونی نانک از یه جایی به بعد دیگه یادم رفت طمع راه رفتن..اینکه مثلا از این اتاق میخوای به اون اتاق بری گزینه ایی به اسم سرپا ایستادن هس..یادم رفت..اما هنوز یادم هست که راه رفتن میتونه منو به آرزوهای دیگه برسونه..همونطور که راه نرفتن منو به چندین آرزو رسوند..
    و اینه که به آرزوهای دیگه هم برسم که از راه نرفتن از دست دادم هم همون شیرینی راه رفتنو داره..
    اوهوم همون شیرینی..
    خودمم خیلییی فکر کردم اگر اون حادثه نبود من خیلی چیزهایی که الان دارم رو نداشتم… همه چی یه جور دیگه بود مونا یه جور دیگه بود اطرفیانش یه جور دیگه بودن
    این یادداشتها که نشات از اون حادثه ست نقطه ی عطفی تو زندگی من هستن..لینک من با مهربانی ها..
    ممنون من رو به یاد چیزهای خوب انداختی داشته های خوب…
    و ممنون از 6 سال همراهیت..بی صدا صبور مهربان نکته سنج شاعر 🙂

    موفق باشی و به همه آرزوهات برسی
    در پناه خدا

دیدگاهی بنویسید