آجى داماد ٢

دوستاش و همکلاساش و همسراشون تو دو ردیف موازى دم درب ورودى ایستاده بودن و منتظر بودن عروس و داماد بیان از دالان دوستى شون رد بشن.. من اومدم ویلچرم رو پارک کردم دم در و شدم نفر اول دالان.. بعد یه خانمى که مسئول سالن و نظم دهى بودن اومدن و بهم گفتن از اینجا برید اینجا راه عبور عروس و داماده.. گفتم خب من مى خوام اینجا وایسم.. اولین نفر من باید! عروس و داماد عزیزان دلم رو ببینم.. ناسلامتى خواهر دامادم! گفت: واقعاً خواهر دامادى؟ گفتم آره خب!؟ گفت واسه موندن اینجا الکى نگفته باشى خواهر دامادى؟ گفتم وااااااااا زن به این گنده ایى هستم چرا بخوام دروغى بگم. 🙂 خب خواهر دامادم :)) داماد داداشمه! ببینیش الان میاد چقدر شبیه منه :)) احتمالاً خواهر داماد ویلچرى ندیده بود 😐

واى اونجا که گفتن براى خواهر داماد کِل بکشید….. من غش! عجب ابهتى داره والا خواهر داماد بودن :)))

7
0

۳ دیدگاه برای “آجى داماد ٢”

  1. حاج خانوم Says:

    سلام
    خواهر داماد بودن، خیلی مهمه. والاع خواهر عروس رو اینقدر تحویل نمی‌گیرن. الحمدلله عروس که یه خواهر شوهر مهربون، خونگرم و دوست‌داشتنی مثل شما داره

  2. مونا Says:

    سلام علیکمممم
    جدى؟؟؟ خواهر عروس رو اینقدر تحویل نمى گیرن؟ :)) چرا آخه؟
    این ابهت خواهر داماد از کجا میاد؟ عجیبه!
    چه فرقى داره خب
    ممنوووووووون سادات خانم جون

  3. مریم Says:

    ای جاااانم
    فکر کنم عمه شدن هم همینقدر با ابهت باشه، همیشه شادمان باشی

دیدگاهی بنویسید