قلبمى تو

دوربین رو تکیه داد به دیوار، و لنگون لنگون رفت و گفت الان میام! مى خوام یه چیزى نشونت بدم…اومد و با اون دستاى چروکیده ى مهربونش، پتوى قرمز قلب قلبى رو از توى کاور در اورد و گفت این رو براى تو خریدم مونا… من پشت دوربین مُردم مُردم..

 

9
0

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.