بایگانی برای خرداد 1403

قشنگى زندگى

دوشنبه 28 خرداد 1403

ساعت دو شبه ویلچرمو پارک کردم و قفلش هم زدم، همین که خواستم خودمو از ویلچر بکشم روى تختخواب یادم اومد که…

با عشق و ذوق و شوق برگشتم به آشپزخونه ى کوچولوم که گوشه ى خونه ى کوچولوم هست و یه مشت کوچولو لوبیا چیتى خیسوندم که فردا قورمه سبزى درست کنم تا دوستمم دعوت کنم و بیاد با هم قورمه بخوریم…و دارم فکر مى کنم زندگى غیر از این چیزها، قشنگى دیگه ایى نداره…

 

7
0

زندگى..

شنبه 12 خرداد 1403

اینجا الانا وقتى توى خیابون ها دارم با چتر راه مى رم همش نگاهم باید به زمین باشه که یه وقتى با ویلچرم، حلزون ها و کرم ها و بچه گیلاس ها و بچه آلوها و بچه گردوها و رو زیر نگیرم… و بعد به این فکر مى کنم همه خردادهاى گذشته ى زندگیم به زیر کولر نشستن ها و فرار از گرماى ۵٠ درجه اهواز گذشت..

___________
* اینبار نگاه کن تو چشمام….

11
0

حرف دل

شنبه 12 خرداد 1403

یه دوست داشتن ساده ست؛ حرفِ دلِ من..

5
0