بایگانی برای تیر 1401

١٠ قسمت شو حداقل..

یکشنبه 5 تیر 1401

كاش مى تونستم هزاران هزار بار تكثير بشم و هر تيكه م دست كسى رو به مهر بگيره.. چه مادى چه معنوى..

0
0

حس هاى جديد

جمعه 3 تیر 1401

چقدر خونواده ايى كه توش به دنيا اومدى بزرگ شدى زندگى كردى دارايى بزرگى هست، مخصوصاً براى ما
ما دختران آسيب نخاعى مجرد
شايد اگر يه دختر با جسمى سالم و متأهل بودم برام خونواده يه مفهوم و يه نگاه ديگه داشت..
منى كه قطعاً به خاطر بيمارى رابطه ى نزديك تر و هميشگى ترى داشتم با خونواده م و از طرفى مجرد هستم و خانواده ى جديدى تشكيل ندادم و خونه و زندگى مجزايى نداشتم تا به امروز، طبيعتاً با گذر زمان رفاقت و عمر دوستيم و مراوداتم با خونواده بيشتر و بيشتر شده و البته مى دونم پناهى جزء اينجا ندارم

برام خيلى خونواده مفهوم عجيب ترى داره..

شايد اگر زودتر از اينها خونه ى خودم بودم و جدا از خونواده…و پير شدن پدر و مادر رو نمى ديدم و فقط مى شنيدم و يا مثلا يك ساعتى در روز ميديدم يا حتى هفته ايى يك بار يا شايد تر ماهى يكبار و سالى يكبار و چند سالى يكبار اينقدر ………(هر چه فكر كردم نتونستم جمله ايى به زبون بيارم)
ولى حالا ثانيه به ثانيه مى بينم.. لحظه به لحظه
ترس دارم كه خونواده م رو رها كنم به هر دليلى….چه ازدواج چه براى يافتن استقلال و…
فكر نمى كردم روزى و روزگارى همچين ترسى بياد سراغم…
دلم نمياد رفيق هاى هميشگى زندگيم رو رها كنم و برم دنبال آرزوهام… حتى توى خيال…
با تصورش چقدر لحظه ى سختى مى تونه باشه…

دلم پر از آشوب و ترس و نگرانى هست…

دعاى خاصم: يا امام رضا تو رو به جوادت دل همه رو آروم كن :heart:

0
0

خدا خدا مى كنم..

چهارشنبه 1 تیر 1401

چه روز و شبى بود چقدر سخت بود فكر نمى كردم قلبم كشش اين همه درد و سختى رو داشته باشه…
اين روزهاى سخت هم تموم ميشه با نگاه تو خدا جون
دستاشو بگير، دستاتو بذار تو دستاش خداى مهربونم…

0
0

حس خوب ازش مى باريد

سه‌شنبه 31 خرداد 1401

نمازهايت را عاشقانه بخوان
حتى اگر خسته ايى و يا حوصله ندارى
تكرار هيچ چيز جز نماز در اين دنيا قشنگ نيست..

مصطفى چمران

0
0

قشنگيجات

سه‌شنبه 24 خرداد 1401

تو همين دنيا ميخوامت، من با همين روح، توى همين تن…..

1
0

خوشحال بودم

سه‌شنبه 17 خرداد 1401

نگين گفت: پوستت داره ميخنده مونا..

0
0

مسير

دوشنبه 16 خرداد 1401

خيلى خوشحالم كه پا گذاشتم توى يه مسير عجيب و غريب مسيرى كه باعث شده هم خودم رو بشناسم هم توانايى ها و ناتوانى هامو بشناسم هم با كلى آدم جديد آشنا بشم و كلى جاهاى زيبا رو ببينم…
انگار كه اين كارها به زندگيم جهت داده.. من رو به يك كار خوب و زيبايى مشغول كرده
وقتى ناتوانى هامو بهتر ميفهمم و ميشناسم براى رفعشون تلاش مى كنم اين توانبخشى و كاردرمانى كه در حق خودم مى كنم خيلى لذت بخشه.. خداى خوب و مهربونم از همن و همه ى ثانيه ها و لحظه ها و احساس ها و مهربانى هايى كه به من دادى بينهايت سپاسگزارم..

0
0

خانم جان

چهارشنبه 11 خرداد 1401

یا فَاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَک عِنْدَاللَّهِ شَأْناً مِنَ الشأْن

دعام كنيد مثل شما محكم باشم…

0
0

قلبم

چهارشنبه 11 خرداد 1401

با ٤ تا دونات شكلاتى داغ اومد خونه براى عرض تبريك روز دختر
هيچوقت تك به تك محبت هات رو يادم نمى ره همه ى سرمايه ى زندگيم :heart:

0
0